داستانی پست مدرن از سارا ماگو، رمانی که متعلق به هر جایی می تواند باشد با شخصیت هایی که اسم ندارند

روایتی که از چراغ قرمز یک چهار راه خیابان، شروع می شود.

چراغ قرمزی که نماد قانون است و نیشگونی که نویسنده، خواننده را می گیرد که عبور از خط قرمز ها

بهایش سنگین است بهای آن کوری است.

بهایش ندیدن است ندیدن ارزش هاست بهایش غرق شدن در منجلاب بی قانونی هاست.

اما کوری که سارا ماگو می خواهد سیاه نیست کوری سفید است رنگی که نماد پاکی است

گویی او می خواهدآدم های این جامعه غرق در زشتی ها، پلیدی ها پاک شوند و چه رنگی بهتر

از سفیدی،

اما سارا ماگو برای این دنیای زشت دو چشم به خواننده می دهد و می گذارد خواننده همه زوایای

تاریک این جامعه را ببیند. همه بیم ها، امید ها، همه را به خواننده نشان می دهد.

اما داستان سارا ماگو یک منجی می خواهد کسی که این نقاب های سفید رنگ را بر چهره افراد

نابینای این جامعه بر دارد و چه کسی بهتر از یک زن، یک زن که نماد ایثار و فداکاری است

گویی او قدیسه است. نویسنده قهرمان داستانش را یک زن انتخاب می کند تا ادای دینی

هم به جنبش فمینیستی کرده باشد.

کوری رمانی است برای آدم های  بینایی که نمی بینند 

رمان کوری اثر ژوزه سارا ماگو را باید حتما خواند.

پ.ن: آهنگ noie niem ، از آلبوم بی کلام my story از آهنگساز ویتنامی xuan hieu