پارانویید 3

وقتی آرزوهایم وام های کوتاه مدتی با بهره زیاد می شود

وقتی من می مانم و رویا های آفت زده ای که هنوز کاشته نشده است

هر چقدر که بیمه کنم خودم را

باز منم بدترین خودم

بی آنکه بدانم اندوخته زندگی من، حساب بانکی بدون موجودی است

و راهی نیست جز چک های بی محل، که دسته دسته کشیده می شود.

و این خودمم، من تنها، در آستانه سوختن در میان باران آرزوهایم

پارانویید 2

من: در دست تعمیر لطفا مزاحم نشوید !

خودم : امشبم از اون شباست که فقط باید شاملو نوشید و قطعه سوم موتزارت را برای مزه پشت سر هم لازم کرد !